aufspulen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌʃpuːlən/
Worttrennung: auf·spu·len
فعل

به قرقره پیچیدن، روی قرقره تاباندن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas aufspulen)

چیزی (مانند نخ، سیم، فیلم عکاسی، کابل) را روی قرقره، ماسوره یا حلقه پیچیدن یا تاباندن.

  • Die Arbeiter spulen den Draht auf große Rollen auf.کارگران سیم را روی قرقره‌های بزرگ می‌پیچند.
  • Wir müssen das Garn auf eine neue Spule aufspulen.ما باید نخ را روی یک قرقره جدید بپیچیم.