صفت
بدون رد و اثر، ردپایی باقی نگذاشته
جملات نمونه برای spurlos:
Mein Freund ist seit gestern ''spurlos'' verschwunden.
دوست من از دیروز بدون هیچ رد و نشانی ناپدید شده است.
„Doch ihre Gebeine sind ''spurlos'' verschwunden, außer von ganz wenigen, die bei den Häusern bestattet wurden.“
«اما استخوانهای آنها بدون هیچ رد و نشانی ناپدید شده است، به جز تعداد بسیار کمی که در نزدیکی خانهها دفن شده بودند.»