stäbeln
راه رفتن با عصا، قیم زدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با استفاده از چوب دستی یا عصا راه رفتن یا تکیه کردن، معمولاً به دلیل کهولت سن یا مشکل حرکتی.
- Der alte Mann stäbelt vorsichtig die Straße entlang.پیرمرد با احتیاط در امتداد خیابان با عصا راه میرود.
- Nach der Operation musste er eine Zeit lang stäbeln.پس از عمل جراحی، او مجبور بود مدتی با عصا راه برود.
2
Akkusativ (selten)
به صورت مجازی، چیزی را با چوب دستی یا قیم محکم کردن یا حمایت کردن (کاربرد نادر).
- Die jungen Bäume müssen gestäbelt werden.درختان جوان باید قیم زده شوند.
- Er stäbelt die Pflanze mit einem Stock.او گیاه را با یک چوب قیم زد.