hervorstechen
برجسته بودن، متمایز بودن، جلب توجه کردن
Bedeutungen
1
aus + Dativ (aus etwas hervorstechen)
به صورت فیزیکی از چیزی بیرونزدن یا برجسته بودن، به طوری که قابل مشاهده باشد.
- Die Nähte des Kleidungsstücks stachen deutlich hervor.درزهای لباس به وضوح برجسته بودند.
- Ein kleiner Stein stach aus dem Asphalt hervor.سنگ کوچکی از آسفالت بیرون زده بود.
2
durch + Akkusativ / aus + Dativ
به واسطه یک ویژگی، کیفیت یا ظاهر خاص، به طور قابل توجهی متمایز و برجسته بودن؛ جلب توجه کردن.
- Seine Leistungen stechen aus der Masse hervor.عملکرد او از میان جمعیت متمایز است.
- Die rote Farbe des Autos sticht aus dem grauen Verkehr hervor.رنگ قرمز ماشین در میان ترافیک خاکستری برجسته است.