städtisch

Aussprache: /ˈʃtɛtɪʃ/
Worttrennung: städ·tisch
صفت

شهری، متعلق به شهر

Bedeutungen

1

مربوط به شهر، متعلق به شهر یا ساکنان آن، در مقابل روستایی یا دهاتی.

  • Die städtische Infrastruktur muss dringend erneuert werden.زیرساخت‌های شهری نیاز به نوسازی فوری دارند.
  • Sie bevorzugt das städtische Leben mit seinen vielen Möglichkeiten.او زندگی شهری با امکانات فراوانش را ترجیح می‌دهد.
  • Der städtische Nahverkehr ist gut ausgebaut.حمل و نقل عمومی شهری به خوبی توسعه یافته است.
2

اداره شده یا متعلق به شهرداری یا دولت شهری.

  • Das städtische Krankenhaus hat eine neue Abteilung eröffnet.بیمارستان شهری بخش جدیدی را افتتاح کرده است.
  • Die städtische Galerie zeigt Werke lokaler Künstler.گالری شهری آثار هنرمندان محلی را به نمایش می‌گذارد.
  • Er arbeitet für die städtische Wohnungsbaugesellschaft.او برای شرکت تعاونی مسکن شهری کار می‌کند.