wegstehlen
دزدیدن و رفتن، یواشکی رفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas wegstehlen)
چیزی را دزدیدن و با خود بردن، چیزی را پنهانی برداشتن.
- Der Dieb stahl die Tasche und rannte schnell weg.دزد کیف را دزدید و به سرعت دور شد.
- Er hat heimlich Kekse vom Tisch weggestohlen.او یواشکی کلوچهها را از روی میز دزدید و برد.
2
sich + (aus + Dativ / von + Dativ)
پنهانی و بیصدا دور شدن، فرار کردن.
- Er stahl sich aus der peinlichen Situation weg.او یواشکی از موقعیت ناخوشایند دور شد.
- Sie stahl sich von der Party weg, ohne sich zu verabschieden.او بدون خداحافظی، یواشکی از مهمانی دور شد.