einstehlen
دزدانه وارد شدن، یواشکی رفتن داخل، نفوذ کردن
Bedeutungen
1
sich + in + Akkusativ
دزدکی و پنهانی وارد مکانی شدن (معمولاً به صورت انعکاسی).
- Der Dieb stahl sich in das Haus ein.دزد یواشکی وارد خانه شد.
- Er hat sich unbemerkt in die Menge eingestohlen.او بیسروصدا در جمعیت نفوذ کرد.