stählen

Aussprache: /ˈʃtɛːlən/
Worttrennung: stäh·len
فعل

پولادین‌کردن، آبدیده کردن، مقاوم‌کردن (جسم و روح)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas stählen)

(معمولاً به صورت استعاری) قوی کردن، مقاوم کردن، آبدیده کردن (بدن، روح، اعصاب) تا در برابر سختی‌ها تاب بیاورد.

  • Die harte Ausbildung hat ihn gestählt.آموزش سخت او را آبدیده کرد.
  • Man muss seine Nerven stählen, um mit solchen Situationen umzugehen.باید اعصاب خود را قوی کرد تا با چنین موقعیت‌هایی کنار آمد.