auseinanderstehen
از هم فاصله داشتن، اختلافنظر داشتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
فاصله فیزیکی داشتن دو چیز یا دو شخص از یکدیگر
- Die beiden Häuser stehen weit auseinander.این دو خانه از هم فاصله زیادی دارند.
- Die Stühle standen im Raum weit auseinander.صندلیها در اتاق از هم فاصله زیادی داشتند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
اختلاف شدید در ایدهها یا نظرات داشتن
- In dieser wichtigen Frage stehen wir weit auseinander.در این مسئله مهم، ما اختلاف نظر زیادی داریم.
- Ihre politischen Ansichten stehen weit auseinander.دیدگاههای سیاسی آنها تفاوت زیادی با هم دارد.