bevorstehen
در پیش بودن، قریبالوقوع بودن، فرا رسیدن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem bevorstehen)
رویدادی (اغلب ناخوشایند یا مهم) که به زودی رخ میدهد و شخص با آن مواجه خواهد شد.
- Der Abschluss des Projekts steht uns bald bevor.پایان پروژه به زودی در پیش روی ماست.
- Eine schwierige Prüfung stand ihr bevor.یک امتحان دشوار در پیش روی او بود.