dahinterstehen
حمایت کردن، علت بودن، پشت چیزی بودن
Bedeutungen
1
hinter + Dativ / (ohne Objekt)
حمایت کامل و قاطع از یک ایده، طرح یا شخص کردن؛ پشت کسی یا چیزی ایستادن.
- Die ganze Firma steht hinter diesem Projekt.کل شرکت از این پروژه حمایت میکند.
- Er steht mit seiner ganzen Überzeugung hinter dir.او با تمام اعتقادش پشت تو ایستاده است.
2
intransitiv (بدون مفعول)
دلیل اصلی، انگیزه یا عامل پشت یک اتفاق یا وضعیت بودن.
- Was steckt wirklich hinter dieser Entscheidung?واقعاً چه چیزی پشت این تصمیم قرار دارد؟
- Man fragt sich, wer hinter diesem Skandal stehen könnte.انسان میپرسد چه کسی میتواند پشت این رسوایی باشد.