der Stängel
ساقه (گیاه)؛ (عامیانه) آلت تناسلی مرد
Bedeutungen
1
بخش اصلی و معمولاً هوایی گیاهان که برگها، گلها و میوهها را نگه میدارد و وظیفه انتقال آب و مواد غذایی را بر عهده دارد. ساقه میتواند چوبی یا علفی باشد.
- Die Rose hat einen langen, dornigen Stängel.رز ساقهای بلند و خاردار دارد.
- Der Stängel der Sonnenblume ist sehr dick und stabil.ساقه گل آفتابگردان بسیار ضخیم و محکم است.
- Bitte schneide den Stängel der Blume vorsichtig ab.لطفاً ساقه گل را با دقت بچین.
2
در زبان عامیانه و گاهی با لحنی توهینآمیز یا شوخ، به آلت تناسلی مرد اطلاق میشود. استفاده از این معنی باید با احتیاط صورت گیرد.
- Er sprach in der Kneipe vulgär über den 'Stängel' eines Mannes.او در میخانه به طور مبتذل درباره 'آلت' یک مرد صحبت کرد.
- In diesem Kontext wird 'Stängel' umgangssprachlich für das männliche Geschlechtsorgan verwendet.در این بافت، 'Stängel' به صورت عامیانه برای اندام تناسلی مردانه به کار میرود.
- Der Witz bezog sich auf den Vergleich von Körperteilen, wobei der Begriff 'Stängel' fiel.این شوخی به مقایسه اعضای بدن مربوط میشد که در آن اصطلاح 'Stängel' به کار رفت.