anstinken

Aussprache: /ˈanˌʃtɪŋkn̩/
Worttrennung: an·stin·ken
فعل

بوی بد دادن؛ (مجازی) کم آوردن، ضعیف بودن، آزار دادن

Bedeutungen

1 gegen + Akkusativ (gegen jemanden/etwas anstinken)

در رقابت، مقایسه یا تلاش، به پای کسی/چیزی نرسیدن، کم آوردن، ضعیف‌تر بودن.

  • Dieser neue Spieler stinkt gegen die erfahrenen Profis einfach ab.این بازیکن جدید در مقابل بازیکنان حرفه‌ای باتجربه، حرفی برای گفتن ندارد.
  • Die alte Version des Programms stinkt gegen die neue total ab.نسخه قدیمی برنامه در مقایسه با نسخه جدید کاملاً ضعیف است.
2 jemanden anstinken

کسی را آزار دادن، برای کسی ناخوشایند بودن، حال کسی را به هم زدن (عامیانه).

  • Hör auf, mich so anzustinken, das nervt!دست از اینطور اذیت کردنم بردار، این آزاردهنده است!
  • Seine ständige Nörgelei hat mich wirklich angestunken.غرغرهای مداومش واقعاً مرا آزار داد.
3 jemanden/etwas anstinken

بوی بد دادن به سمت کسی یا چیزی (معنای تحت‌اللفظی، کمتر رایج و عامیانه).

  • Der Müllsack stinkt die ganze Küche an.کیسه زباله بوی بدی به آشپزخانه می‌زند.
  • Der Hund hat den Postboten angestunken.سگ به نامه‌رسان بوی بد داد.