stänkern
غر زدن، دعوا راه انداختن، کرم ریختن، بوی بد دادن
Bedeutungen
1
intransitiv / gegen + Akkusativ (gegen jemanden stänkern)
عمداً باعث دعوا یا اختلاف شدن، غرغر کردن، بدخلقی کردن، کرم ریختن (عامیانه).
- Hör auf zu stänkern und sei vernünftig!بس کن غر زدن را و منطقی باش!
- Er stänkert immer gegen seine Kollegen.او همیشه علیه همکارانش بدخلقی میکند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
بوی بسیار بد و زنندهای دادن.
- Die Mülltonnen stänkern in der Sommerhitze.سطلهای زباله در گرمای تابستان بوی بدی میدهند.
- Es stänkert hier nach altem Fisch.اینجا بوی ماهی مانده میدهد.