die Stärke

Aussprache: /ˈʃtɛʁkə/
Worttrennung: Stär·ke
اسم

قدرت، نیرو، توانایی، نشاسته

Bedeutungen

1

توانایی فیزیکی یا ذهنی برای انجام کاری؛ قدرت، نیرو.

  • Seine Stärke liegt in der Mathematik.قدرت او در ریاضیات است.
  • Die Stärke des Windes nahm zu.شدت باد افزایش یافت.
  • Er bewies große Stärke im Kampf.او قدرت زیادی در مبارزه از خود نشان داد.
2

ماده‌ای کربوهیدراتی که در گیاهان یافت می‌شود و منبع انرژی است؛ نشاسته.

  • Kartoffeln enthalten viel Stärke.سیب‌زمینی‌ها حاوی نشاسته زیادی هستند.
  • Die Stärke wird zur Herstellung von Klebstoff verwendet.این نشاسته برای تولید چسب استفاده می‌شود.
  • Manche Menschen sind gegen Stärke in ihrer Ernährung.برخی افراد با مصرف نشاسته در رژیم غذایی خود مخالفند.