aufstieben

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌʃtiːbn̩/
Worttrennung: auf·stie·ben
فعل

به هوا برخاستن (گرد و غبار، برف)، پرواز کردن (پرنده)

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

به سرعت به سمت بالا حرکت کردن و یک ابر یا توده تشکیل دادن (مثلاً گرد و غبار، خاک، جرقه، برف).

  • Als das Auto vorbeifuhr, stob Staub auf.وقتی ماشین رد شد، گرد و خاک به هوا برخاست.
  • Ein Funkenregen stob von der Feuerstelle auf.بارانی از جرقه از محل آتش به هوا برخاست.
2 intransitiv (بدون مفعول)

پرواز کردن به سمت بالا، به خصوص برای پرندگان یا حشرات.

  • Die Vögel stoben erschrocken vom Baum auf.پرندگان با ترس از درخت به هوا برخاستند.
  • Ein Schmetterling stob aus der Blüte auf.یک پروانه از شکوفه به هوا پرواز کرد.