aufstieben
به هوا برخاستن (گرد و غبار، برف)، پرواز کردن (پرنده)
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به سرعت به سمت بالا حرکت کردن و یک ابر یا توده تشکیل دادن (مثلاً گرد و غبار، خاک، جرقه، برف).
- Als das Auto vorbeifuhr, stob Staub auf.وقتی ماشین رد شد، گرد و خاک به هوا برخاست.
- Ein Funkenregen stob von der Feuerstelle auf.بارانی از جرقه از محل آتش به هوا برخاست.
2
intransitiv (بدون مفعول)
پرواز کردن به سمت بالا، به خصوص برای پرندگان یا حشرات.
- Die Vögel stoben erschrocken vom Baum auf.پرندگان با ترس از درخت به هوا برخاستند.
- Ein Schmetterling stob aus der Blüte auf.یک پروانه از شکوفه به هوا پرواز کرد.