aufstöbern
پیدا کردن، بیرون کشیدن (از مخفیگاه)
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas/jemanden aufstöbern)
چیزی یا کسی را که پنهان یا گم شده است، پیدا کردن، ردش را گرفتن.
- Die Polizei konnte den flüchtigen Täter aufstöbern.پلیس توانست مجرم فراری را پیدا کند.
- Er hat auf dem Dachboden alte Fotos aufgestöbert.او عکسهای قدیمی را در اتاق زیر شیروانی پیدا کرد.
2
Akkusativ (Informationen/Fakten aufstöbern)
به صورت مجازی: اطلاعات یا حقایق پنهان را کشف کردن، برملا کردن.
- Journalisten versuchen oft, geheime Informationen aufzustöbern.روزنامهنگاران اغلب سعی میکنند اطلاعات مخفی را کشف کنند.
- Im Internet kann man fast alles aufstöbern.در اینترنت تقریباً همه چیز را میتوان پیدا کرد.