herumstöbern

Aussprache: /hɛˈrʊmˌʃtøːbɐn/
Worttrennung: her·um·stö·bern
فعل

جستجو کردن، گشتن، ور رفتن

Bedeutungen

1 in + Dativ (in etwas herumstöbern)

در چیزی گشتن یا جستجو کردن (معمولاً برای یافتن چیزی یا از روی کنجکاوی)، زیر و رو کردن.

  • Sie stöberte stundenlang in alten Büchern auf dem Dachboden herum.او ساعت‌ها در انباری در میان کتاب‌های قدیمی جستجو کرد.
  • Er stöberte in den Schubladen nach einem Stift herum.او در کشوها به دنبال یک خودکار می‌گشت.
2 (بدون حرف اضافه یا با حروف اضافه مکانی)

در یک مکان زیر و رو کردن یا جستجو کردن، اغلب به شکلی نامنظم.

  • Der Hund stöberte im Laub herum.سگ در میان برگ‌ها جستجو می‌کرد.
  • Sie hat die ganze Wohnung nach ihrem Schlüssel herumgestöbert.او تمام آپارتمان را برای کلیدش زیر و رو کرده بود.