stöckeln

Aussprache: /ˈʃtœkl̩n/
Worttrennung: stö·ckeln
فعل

با کفش پاشنه‌بلند راه رفتن

Beispiele

  • Sheila ''stöckelte'' auf Perlmann zu und drückte ihm mit scherzhaft aufgeworfenen Lippen einen Kuß auf die Wange.شیلا با کفش‌های پاشنه‌بلند به سمت پرلمان رفت و با لب‌های شوخ‌طبعانه بوسه‌ای بر گونه‌اش زد.

Bedeutungen

1 intransitiv

با کفش‌های پاشنه بلند راه رفتن، معمولاً با صدایی که پاشنه‌ها ایجاد می‌کنند.

  • Sie stöckelte elegant über den roten Teppich.او با ظرافت روی فرش قرمز با کفش پاشنه بلند راه می‌رفت.
  • Man hörte sie schon von Weitem stöckeln.صدای راه رفتن او با کفش پاشنه بلند از دور شنیده می‌شد.