stöhnen
ناله کردن، آه و ناله کشیدن (از درد، خستگی یا لذت)
Beispiele
- Die Patientin ''stöhnte'' vor lauter Schmerzen.بیمار از شدت درد ناله میکرد.
- Er ''stöhnt'' vor Lust.او از روی لذت ناله میکند.
- Er hat schon bald wegen der vielen Arbeit ''gestöhnt.او خیلی زود به خاطر کارهای زیاد ناله سر داد (شاکی شد).
- Die Eltern ''stöhnten'' wegen der schlechten Zeugnisse ihrer Kinder.پدر و مادرها به خاطر کارنامههای بد فرزندانشان شاکی بودند و آه میکشیدند.
Bedeutungen
1
بدون حرف اضافه
به دلیل درد، ناراحتی یا خستگی ناله کردن یا آه کشیدن
- Der Patient stöhnte vor Schmerzen.بیمار از درد ناله میکرد.
- Sie stöhnte leise im Schlaf.او آرام در خواب آه میکشید.
2
über + Akkusativ
از چیزی شکایت کردن یا ناله کردن (به دلیل نارضایتی)
- Die Mitarbeiter stöhnen über die hohe Arbeitsbelastung.کارمندان از حجم بالای کار شکایت میکنند.
- Er stöhnt immer über das schlechte Wetter.او همیشه از آب و هوای بد ناله میکند.