störrisch

Aussprache: /ˈʃtœrɪʃ/
Worttrennung: stör·risch
صفت

لجوج، سرکش، خیره‌سر، یکدنده

Bedeutungen

1

به کسی یا چیزی اطلاق می‌شود که به راحتی تسلیم نمی‌شود، سرسخت است و از انجام کاری که از او خواسته شده امتناع می‌کند.

  • Der störrische Esel weigerte sich, den Berg hinaufzugehen.الاغ لجوج از بالا رفتن از کوه امتناع کرد.
  • Sie hat einen sehr störrischen Charakter und lässt sich ungern etwas vorschreiben.او شخصیتی بسیار یکدنده دارد و دوست ندارد کسی به او دستور بدهد.
  • Der alte Mann war störrisch und wollte keine Hilfe annehmen.پیرمرد سرکش بود و کمکی را نمی‌پذیرفت.
2

به اشیاء یا پدیده‌هایی که به سختی تغییر می‌کنند یا کار می‌کنند، اطلاق می‌شود.

  • Das störrische Schloss klemmte und ließ sich nicht öffnen.قفل سرسخت گیر کرده بود و باز نمی‌شد.
  • Der Motor des alten Autos war störrisch und sprang nicht sofort an.موتور ماشین قدیمی سرسخت بود و فوراً روشن نمی‌شد.
  • Die störrische Software verursachte immer wieder Probleme.نرم‌افزار لجوج مدام مشکل ایجاد می‌کرد.