stören
مزاحم شدن، مختل کردن، اذیت کردن، ناراحت بودن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden stören)
مزاحم کسی شدن، آرامش، تمرکز یا کار کسی را به هم زدن.
- Entschuldigen Sie, dass ich Sie störe.ببخشید که مزاحمتان شدم.
- Die laute Musik stört meine Konzentration.موسیقی بلند تمرکز مرا مختل میکند.
2
Akkusativ (etwas stören)
چیزی را مختل کردن، مانع انجام صحیح یا روان کاری شدن.
- Der Regen störte die Feier im Freien.باران جشن در فضای باز را مختل کرد.
- Technische Probleme können den Ablauf stören.مشکلات فنی میتوانند روند را مختل کنند.
3
sich + an + Dativ
از چیزی ناراحت بودن، چیزی آزار دادن یا باعث رنجش شدن (sich stören an).
- Sie stört sich nicht an kleinen Fehlern.او از اشتباهات کوچک ناراحت نمیشود.
- Er stört sich an der Ungerechtigkeit.او از بیعدالتی آزرده میشود.