stören

Aussprache: /ˈʃtøːrən/
Worttrennung: stö·ren
فعل

مزاحم شدن، مختل کردن، اذیت کردن، ناراحت بودن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden stören)

مزاحم کسی شدن، آرامش، تمرکز یا کار کسی را به هم زدن.

  • Entschuldigen Sie, dass ich Sie störe.ببخشید که مزاحمتان شدم.
  • Die laute Musik stört meine Konzentration.موسیقی بلند تمرکز مرا مختل می‌کند.
2 Akkusativ (etwas stören)

چیزی را مختل کردن، مانع انجام صحیح یا روان کاری شدن.

  • Der Regen störte die Feier im Freien.باران جشن در فضای باز را مختل کرد.
  • Technische Probleme können den Ablauf stören.مشکلات فنی می‌توانند روند را مختل کنند.
3 sich + an + Dativ

از چیزی ناراحت بودن، چیزی آزار دادن یا باعث رنجش شدن (sich stören an).

  • Sie stört sich nicht an kleinen Fehlern.او از اشتباهات کوچک ناراحت نمی‌شود.
  • Er stört sich an der Ungerechtigkeit.او از بی‌عدالتی آزرده می‌شود.