aufstülpen
به سرعت پوشاندن (مانند کلاه)، بالا تا کردن (مانند یقه)، تحمیل کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas aufstülpen)
چیزی را (مانند کلاه، درپوش، انگشتانه) به سرعت روی چیزی دیگر گذاشتن یا کشیدن.
- Er stülpte sich schnell den Hut auf den Kopf.او به سرعت کلاهش را روی سرش گذاشت.
- Sie stülpte den Deckel wieder auf die Schüssel.او دوباره درپوش را روی کاسه گذاشت.
2
Akkusativ (jemanden / etwas aufstülpen)
بالا زدن یا برگرداندن (مانند آستین، یقه لباس).
- Er stülpte die Ärmel seines Hemdes hoch.او آستینهای پیراهنش را بالا زد.
- Bei dem kalten Wind stülpte sie den Kragen ihres Mantels auf.با باد سرد، او یقه کتش را بالا داد.
3
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ)
به صورت مجازی و اغلب با بار منفی، تحمیل کردن، به زور به کسی چیزی را قبولاندن یا وادار کردن.
- Man kann den Menschen keine Ideologie aufstülpen.نمیتوان یک ایدئولوژی را به زور به مردم تحمیل کرد.
- Der Lehrer stülpte den Schülern seine Meinung auf.معلم نظر خود را به دانشآموزان تحمیل کرد.