stehen
ایستادن، قرار داشتن، به کسی آمدن (لباس)
Bedeutungen
1
(ohne Objekt) / Ort (Lokalangabe)
ایستادن روی پا (برای انسان یا حیوان)
- Er steht vor der Tür.او جلوی در ایستاده است.
- Die Kinder standen im Kreis.بچهها به صورت دایرهای ایستاده بودند.
2
Ort (Lokalangabe mit Dativ)
قرار داشتن یا واقع بودن اشیاء به صورت عمودی در یک مکان
- Das Buch steht im Regal.کتاب در قفسه قرار دارد.
- Das Haus steht am See.خانه کنار دریاچه قرار دارد.
3
in + Dativ / auf + Dativ
نوشته یا درج شده بودن در یک متن، متصل بودن یا ثبت شدن
- Das steht so in der Zeitung.اینطور در روزنامه نوشته شده است.
- Was steht auf dem Schild?روی تابلو چه نوشته است؟
4
jemandem (Dativ) + gut/schlecht
به کسی آمدن، برازنده بودن (لباس، رنگ، مدل مو)
- Das Kleid steht dir gut.این لباس به تو میآید.
- Die neue Frisur steht ihr ausgezeichnet.مدل موی جدید بسیار به او میآید.
5
(ohne Objekt) / in + Dativ
توقف کردن، متوقف ماندن (در صف، ترافیک و غیره)
- Wir standen lange im Stau.ما مدت زیادی در ترافیک ماندیم.
- Er stand Schlange vor dem Kino.او جلوی سینما در صف ایستاده بود.
6
auf + Akkusativ
خیلی علاقهمند بودن به کسی یا چیزی (عامیانه)
- Er steht total auf schnelle Autos.او عجیباً کشتهمردهی ماشینهای سریع است.
- Ich glaube, sie steht auf dich.فکر کنم او از تو خوشش میآید / روی تو کراش دارد.
7
wie / unter + Dativ / vor + Dativ
در وضعیت یا شرایط خاصی قرار داشتن
- Wie steht es um deine Gesundheit?اوضاع سلامتیات چطور است؟
- Das Projekt steht vor dem Abschluss.پروژه در آستانهی اتمام قرار دارد.
8
(ohne Objekt)
نعوظ داشتن (عامیانه/پزشکی)
- Sein Penis steht.آلت تناسلی او حالت نعوظ دارد.