stehen

Aussprache: /ˈʃteːən/
Wortzerlegung: ste·hen
فعل

ایستادن، قرار داشتن، به کسی آمدن (لباس)

Bedeutungen

1 (ohne Objekt) / Ort (Lokalangabe)

ایستادن روی پا (برای انسان یا حیوان)

  • Er steht vor der Tür.او جلوی در ایستاده است.
  • Die Kinder standen im Kreis.بچه‌ها به صورت دایره‌ای ایستاده بودند.
2 Ort (Lokalangabe mit Dativ)

قرار داشتن یا واقع بودن اشیاء به صورت عمودی در یک مکان

  • Das Buch steht im Regal.کتاب در قفسه قرار دارد.
  • Das Haus steht am See.خانه کنار دریاچه قرار دارد.
3 in + Dativ / auf + Dativ

نوشته یا درج شده بودن در یک متن، متصل بودن یا ثبت شدن

  • Das steht so in der Zeitung.این‌طور در روزنامه نوشته شده است.
  • Was steht auf dem Schild?روی تابلو چه نوشته است؟
4 jemandem (Dativ) + gut/schlecht

به کسی آمدن، برازنده بودن (لباس، رنگ، مدل مو)

  • Das Kleid steht dir gut.این لباس به تو می‌آید.
  • Die neue Frisur steht ihr ausgezeichnet.مدل موی جدید بسیار به او می‌آید.
5 (ohne Objekt) / in + Dativ

توقف کردن، متوقف ماندن (در صف، ترافیک و غیره)

  • Wir standen lange im Stau.ما مدت زیادی در ترافیک ماندیم.
  • Er stand Schlange vor dem Kino.او جلوی سینما در صف ایستاده بود.
6 auf + Akkusativ

خیلی علاقه‌مند بودن به کسی یا چیزی (عامیانه)

  • Er steht total auf schnelle Autos.او عجیباً کشته‌مرده‌ی ماشین‌های سریع است.
  • Ich glaube, sie steht auf dich.فکر کنم او از تو خوشش می‌آید / روی تو کراش دارد.
7 wie / unter + Dativ / vor + Dativ

در وضعیت یا شرایط خاصی قرار داشتن

  • Wie steht es um deine Gesundheit?اوضاع سلامتی‌ات چطور است؟
  • Das Projekt steht vor dem Abschluss.پروژه در آستانه‌ی اتمام قرار دارد.
8 (ohne Objekt)

نعوظ داشتن (عامیانه/پزشکی)

  • Sein Penis steht.آلت تناسلی او حالت نعوظ دارد.