hervorstehen
برجسته بودن، بیرون زده بودن
Bedeutungen
1
aus + Dativ / von + Dativ
به صورت فیزیکی از یک سطح، لبه یا ساختار جلوتر آمدن و بیرون زدن.
- Der Balkon steht weit aus der Fassade hervor.بالکن به طور قابل توجهی از نما بیرون زده است.
- Ein Teil des Fundaments stand aus dem Boden hervor.بخشی از پی از زمین بیرون زده بود.