hochstehen

Aussprache: /ˈhoːxˌʃteːən/
Worttrennung: hoch·ste·hen
فعل

سیخ بودن، بالا قرار داشتن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

در موقعیت بالا یا برجسته قرار گرفتن (مانند یقه لباس، خورشید در آسمان، یا سیخ شدن موها).

  • Der Kragen seines Hemdes stand hoch und wirkte elegant.یقه پیراهنش بالا ایستاده بود و شیک به نظر می‌رسید.
  • Die Haare auf seinem Arm standen wegen der Kälte hoch.موهای روی بازویش به خاطر سرما سیخ شده بودند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

بالا آمدن سطح آب (در رودخانه، دریا یا دریاچه).

  • Nach dem starken Regen stand das Wasser im Keller hoch.بعد از باران شدید، آب در زیرزمین بالا آمده بود.
  • Der Pegel des Flusses steht heute sehr hoch.سطح آب رودخانه امروز بسیار بالا است.