offenstehen
باز بودن، در دسترس بودن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
باز بودن در، پنجره، یا مسیر فیزیکی.
- Die Tür steht noch offen.در هنوز باز است.
- Das Fenster stand weit offen und ließ die kühle Abendluft herein.پنجره کاملاً باز بود و هوای خنک عصر را به داخل راه میداد.
2
Dativ (jemandem)
یک فرصت، امکان، یا شغل برای کسی مهیا و در دسترس بودن.
- Diese Stelle steht Ihnen noch offen.این سمت شغلی هنوز برای شما باز است.
- Nach dem Studium standen ihm viele Türen offen.پس از تحصیل، درهای بسیاری به رویش باز بود.