offenstehen

Aussprache: /ˈɔfn̩ˌʃteːən/
Worttrennung: of·fen·ste·hen
فعل

باز بودن، در دسترس بودن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

باز بودن در، پنجره، یا مسیر فیزیکی.

  • Die Tür steht noch offen.در هنوز باز است.
  • Das Fenster stand weit offen und ließ die kühle Abendluft herein.پنجره کاملاً باز بود و هوای خنک عصر را به داخل راه می‌داد.
2 Dativ (jemandem)

یک فرصت، امکان، یا شغل برای کسی مهیا و در دسترس بودن.

  • Diese Stelle steht Ihnen noch offen.این سمت شغلی هنوز برای شما باز است.
  • Nach dem Studium standen ihm viele Türen offen.پس از تحصیل، درهای بسیاری به رویش باز بود.