vorstehen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌʃteːən/
Worttrennung: vor·ste·hen
فعل

ریاست کردن، بیرون زده بودن

Bedeutungen

1 Dativ (jemandem / einer Sache)

سرپرستی یا ریاست بخشی، سازمان یا کمیته‌ای را بر عهده داشتن

  • Sie steht dem Institut seit vielen Jahren vor.او سال‌هاست که ریاست موسسه را بر عهده دارد.
  • Wer wird dem neuen Projekt vorstehen?چه کسی ریاست پروژه جدید را بر عهده خواهد داشت؟
2 intransitiv (بدون مفعول)

از یک سطح برجسته بودن یا جلوتر زدن (دندان، صخره)

  • Seine oberen Schneidezähne stehen etwas vor.دندان‌های جلویی بالایی او کمی جلوتر زده‌اند.
  • Der Felsvorsprung steht weit ins Tal vor.برجستگی صخره تا حد زیادی به سمت دره پیش آمده است.