vorstehen
ریاست کردن، بیرون زده بودن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem / einer Sache)
سرپرستی یا ریاست بخشی، سازمان یا کمیتهای را بر عهده داشتن
- Sie steht dem Institut seit vielen Jahren vor.او سالهاست که ریاست موسسه را بر عهده دارد.
- Wer wird dem neuen Projekt vorstehen?چه کسی ریاست پروژه جدید را بر عهده خواهد داشت؟
2
intransitiv (بدون مفعول)
از یک سطح برجسته بودن یا جلوتر زدن (دندان، صخره)
- Seine oberen Schneidezähne stehen etwas vor.دندانهای جلویی بالایی او کمی جلوتر زدهاند.
- Der Felsvorsprung steht weit ins Tal vor.برجستگی صخره تا حد زیادی به سمت دره پیش آمده است.