hintanstehen
در اولویت پایینتر قرار گرفتن، عقب ماندن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به دلیل مسائل مهمتر کنار گذاشته شدن یا در درجه دوم اهمیت قرار گرفتن
- Persönliche Wünsche müssen oft hinter den familiären Pflichten hintanstehen.اغلب آرزوهای شخصی باید در برابر وظایف خانوادگی در اولویت پایینتری قرار گیرند.
- In dieser Situation muss die Bequemlichkeit hinter der Sicherheit hintanstehen.در این وضعیت، راحتی باید در درجه دوم اهمیت نسبت به امنیت قرار گیرد.