beistehen
یاری رساندن، حمایت کردن، در کنار کسی بودن
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) / bei + Dativ
در شرایط سخت، بحرانی یا دشوار از کسی حمایت کردن، به او کمک کردن و در کنار او ایستادن.
- Er hat seiner kranken Frau immer beigestanden.او همیشه در کنار همسر بیمار خود ایستاده بود.
- Wir müssen den Opfern der Flutkatastrophe beistehen.ما باید از قربانیان فاجعه سیل حمایت کنیم.