aussterben
منقرض شدن، از بین رفتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
یک گونه جانوری، گیاهی، زبان، سنت یا یک خانواده به طور کامل از بین رفتن و منقرض شدن.
- Die Dinosaurier sind vor Millionen von Jahren ausgestorben.دایناسورها میلیونها سال پیش منقرض شدند.
- Viele traditionelle Handwerkskünste drohen auszusterben.بسیاری از هنرهای دستی سنتی در معرض انقراض هستند.