hineinstürmen
با عجله وارد شدن، هجوم بردن به داخل
Bedeutungen
1
in + Akkusativ (in etwas hineinstürmen)
با سرعت، هیجان زیاد و اغلب بدون رعایت تشریفات وارد مکانی شدن.
- Nach dem Klingeln stürmten die Schüler ins Klassenzimmer hinein.پس از زنگ خوردن، دانشآموزان با عجله وارد کلاس درس شدند.
- Die Fans stürmten nach dem Konzert auf die Bühne hinein.هواداران پس از کنسرت به سمت صحنه هجوم بردند.