stürmisch
طوفانی، پرباد، (مجازاً) پرشور، پرهیجان، پویا
Bedeutungen
1
مانند طوفان؛ شدید، پر از باد و تلاطم (معمولاً در مورد آب و هوا).
- Das Meer war heute sehr stürmisch und unruhig.دریا امروز بسیار طوفانی و متلاطم بود.
- Wir hatten eine stürmische Nacht mit starkem Regen.ما شب طوفانی با باران شدید داشتیم.
- Der stürmische Wind riss die Blätter von den Bäumen.باد طوفانی برگها را از درختان میکَند.
2
پرشور، پرهیجان، پرانرژی، پویا، با احساسات قوی (معمولاً در مورد روابط، شخصیت یا رویدادها).
- Ihre Beziehung war von Anfang an stürmisch und leidenschaftlich.رابطه آنها از ابتدا پرشور و پر از احساس بود.
- Er hat eine stürmische Persönlichkeit, die viele Menschen fasziniert.او شخصیتی پرشور دارد که بسیاری از مردم را مجذوب میکند.
- Die Jugendbewegung war eine stürmische Zeit des Wandels.جنبش جوانان دورانی پرهیجان از تغییر بود.