stürmisch

Aussprache: /ˈʃtʏʁmɪʃ/
Worttrennung: stür·misch
صفت

طوفانی، پرباد، (مجازاً) پرشور، پرهیجان، پویا

Bedeutungen

1

مانند طوفان؛ شدید، پر از باد و تلاطم (معمولاً در مورد آب و هوا).

  • Das Meer war heute sehr stürmisch und unruhig.دریا امروز بسیار طوفانی و متلاطم بود.
  • Wir hatten eine stürmische Nacht mit starkem Regen.ما شب طوفانی با باران شدید داشتیم.
  • Der stürmische Wind riss die Blätter von den Bäumen.باد طوفانی برگ‌ها را از درختان می‌کَند.
2

پرشور، پرهیجان، پرانرژی، پویا، با احساسات قوی (معمولاً در مورد روابط، شخصیت یا رویدادها).

  • Ihre Beziehung war von Anfang an stürmisch und leidenschaftlich.رابطه آن‌ها از ابتدا پرشور و پر از احساس بود.
  • Er hat eine stürmische Persönlichkeit, die viele Menschen fasziniert.او شخصیتی پرشور دارد که بسیاری از مردم را مجذوب می‌کند.
  • Die Jugendbewegung war eine stürmische Zeit des Wandels.جنبش جوانان دورانی پرهیجان از تغییر بود.