wegstürmen
با عجله دور شدن، با شتاب رفتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با عجله، خشم یا نیروی زیاد از جایی دور شدن.
- Nach dem Streit stürmte sie wütend aus dem Raum weg.پس از مشاجره، او با عصبانیت از اتاق بیرون رفت و دور شد.
- Die Kinder stürmten lachend vom Spielplatz weg.بچهها با خنده از زمین بازی با شتاب دور شدند.