stürmen

Aussprache: /ˈʃtʏʁmən/
Wortzerlegung: stür·men
فعل

به سرعت دویدن، هجوم بردن؛ طوفانی بودن

Beispiele

  • Mit hochrotem Kopf ''stürmte'' sie aus dem Wohnzimmer.با صورتی کاملاً سرخ از اتاق نشیمن بیرون دوید.
  • Mit dem Telefon in der Hand ''stürmte'' er in die Küche.با تلفن در دست به سمت آشپزخانه هجوم برد.
  • Seit gestern Abend ''stürmt'' es.از دیروز عصر طوفانی است.
  • Der Kaiser ''stürmte'' mit seinen Truppen Constantinopel.امپراتور با نیروهایش به قسطنطنیه یورش برد.

Bedeutungen

1 (unpersönlich)

(در مورد هوا) طوفانی بودن، باد شدید وزیدن

  • Es stürmt draußen sehr stark.بیرون هوا خیلی طوفانی است.
  • Gestern hat es den ganzen Tag gestürmt.دیروز تمام روز طوفانی بود.
2 (wohin)

با عجله و سرعت زیاد به جایی رفتن، هجوم آوردن

  • Die Kinder stürmten aus der Schule, als es klingelte.بچه‌ها وقتی زنگ خورد، با عجله از مدرسه بیرون ریختند.
  • Er stürmte wütend aus dem Zimmer.او با عصبانیت از اتاق بیرون رفت.
3 Akkusativ (etwas)

(نظامی) به جایی حمله کردن، یورش بردن

  • Die Soldaten stürmten die Festung.سربازان به قلعه حمله کردند.
  • Die Fans stürmten das Feld nach dem Sieg.هواداران پس از پیروزی به زمین هجوم آوردند.