zurückstürzen
دوباره سقوط کردن (به عقب)، دوباره در شرایط بدی افتادن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با سرعت و ناگهانی به عقب افتادن یا سقوط کردن.
- Der Reiter stürzte mit seinem Pferd zurück.سوارکار با اسبش به عقب سقوط کرد.
- Nach dem Schock stürzte er in die Kissen zurück.پس از شوک، او به عقب روی بالشها افتاد.
2
in + Akkusativ (in etwas zurückstürzen)
(مجازی) به وضعیت یا حالت قبلی (معمولاً منفی) با سرعت بازگشتن.
- Nach dem Erfolg stürzte die Firma wieder in die Krise zurück.پس از موفقیت، شرکت دوباره به ورطه بحران سقوط کرد.
- Er stürzte in seine alten schlechten Gewohnheiten zurück.او به عادتهای بد قدیمیاش بازگشت.