vorstürzen
به جلو هجوم بردن، یورش بردن، پیش تاختن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
به سرعت و ناگهانی به جلو حرکت کردن، هجوم بردن.
- Der Läufer stürzte auf die Ziellinie vor.دونده به سمت خط پایان هجوم برد.
- Die Kinder stürzten vor Aufregung zur Tür.بچهها از هیجان به سمت در هجوم بردند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
به جلو افتادن یا شیرجه زدن (اغلب ناخواسته یا با شدت).
- Er stürzte vor dem Publikum auf die Bühne.او جلوی تماشاگران به روی صحنه افتاد.
- Das Motorrad stürzte in die Böschung vor.موتورسیکلت به سمت شیب افتاد.