stützbar

Aussprache: /ˈʃtʏtsbaːɐ̯/
Worttrennung: stütz·bar
صفت

قابل توجیه، قابل استناد

Bedeutungen

1

چیزی که می‌توان آن را با دلایل یا شواهد حمایت کرد؛ قابل دفاع.

  • Seine Argumentation war gut begründet und stützbar.استدلال او خوب بنا شده و قابل توجیه بود.
  • Die Entscheidung des Gerichts war rechtlich stützbar.تصمیم دادگاه از نظر قانونی قابل استناد بود.
  • Nur stützbare Behauptungen werden in der wissenschaftlichen Arbeit akzeptiert.تنها ادعاهای قابل توجیه در کار علمی پذیرفته می‌شوند.