stützen
حمایت کردن، تکیه دادن، پشتیبانی کردن، تقویت کردن
Beispiele
- Man musste die Brücke mit 3 weiteren Trägern ''stützen.باید پل را با ۳ تیر دیگر تقویت میکردند.
- Ich war so krank, dass ich ''mich'' auf meine Mutter ''stützen'' musste.آنقدر بیمار بودم که مجبور شدم به مادرم تکیه کنم.
- Die Aussagen des Mannes ''stützen'' die Annahme, sie habe sich selbst umgebracht.اظهارات مرد این فرضیه را که او خودکشی کرده است، تأیید میکند.
- 97 Prozent der Klimaforschenden sagen, die Krise sei menschengemacht. Sie haben Beweise angehäuft, die diese These ''stützen.۹۷ درصد از محققان اقلیم میگویند، بحران ساخته دست بشر است. آنها شواهدی را جمعآوری کردهاند که این نظریه را تأیید میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را نگه داشتن یا به آن تکیه دادن تا نیفتد
- Er stützte seinen Kopf in die Hände.او سرش را در دستانش تکیه داد.
- Die Säulen stützen das Dach des Gebäudes.ستونها سقف ساختمان را نگه میدارند.
2
Akkusativ
از کسی یا چیزی حمایت کردن، به صورت مالی یا معنوی
- Die Familie stützt ihn in schwierigen Zeiten.خانواده در دوران سخت از او حمایت میکند.
- Die Regierung stützt die Wirtschaft mit Subventionen.دولت با یارانهها از اقتصاد پشتیبانی میکند.
3
sich + auf + Akkusativ
به چیزی تکیه کردن یا بر آن متکی بودن
- Er stützt sich auf seinen Stock.او به عصایش تکیه میکند.
- Sie stützt sich auf die Aussagen der Zeugen.او بر اظهارات شاهدان تکیه میکند.