aufstacheln
تحریک کردن، برانگیختن، تهییج کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ + zu + Dativ
کسی را به انجام کاری (معمولاً منفی، مانند دعوا یا شورش) تحریک، ترغیب یا تهییج کردن.
- Er versuchte, die Menge zu einem Protest aufzustacheln.او تلاش کرد جمعیت را به اعتراض تحریک کند.
- Die Gerüchte stachelten die Nachbarn zu einem Streit auf.شایعات همسایگان را به درگیری تحریک کرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas aufstacheln)
احساسات یا عواطف (مانند خشم، اشتیاق) را برانگیختن یا شعلهور کردن.
- Die Rede des Anführers stachelte die Soldaten zu neuer Tapferkeit auf.سخنرانی رهبر، سربازان را به شجاعت تازه برانگیخت.
- Seine Worte stachelten ihre Neugier auf.کلمات او کنجکاوی او را برانگیخت.