stadtauswärts

Aussprache: /ˈʃtatˌaʊ̯sˌvɛʁt͡s/
Worttrennung: stadt·aus·wärts
قید

به سمت خارج شهر، از شهر به بیرون

Bedeutungen

1

به سمت خارج از محدوده شهری یا به دور از مرکز شهر حرکت کردن.

  • Viele Menschen ziehen stadtauswärts, um mehr Ruhe zu finden.بسیاری از مردم برای یافتن آرامش بیشتر به خارج از شهر نقل مکان می‌کنند.
  • Die Autobahn führt stadtauswärts zu den Vororten.بزرگراه به سمت حومه شهر، به خارج از شهر می‌رود.
  • Am Abend fahren viele Pendler wieder stadtauswärts.عصرها بسیاری از مسافران دوباره به سمت خارج از شهر رانندگی می‌کنند.