stagnieren

Aussprache: /ʃtaˈɡniːʁən/
Wortzerlegung: sta·gnie·ren
فعل

راکد ماندن، متوقف شدن (رشد یا جریان)

Bedeutungen

1 intransitiv

در یک وضعیت ثابت باقی ماندن و پیشرفت نکردن، راکد ماندن

  • Die Wirtschaft stagniert seit Monaten.اقتصاد ماه‌هاست که راکد مانده است.
  • Seine berufliche Entwicklung stagniert.پیشرفت شغلی او متوقف شده است.