stakten

Aussprache: /ˈʃtaːktn̩/
Wortzerlegung: stak·ten
Konjugierte Form

فرو کردند، فرو رفتند (آنها، گذشته)

Bedeutungen

1 Akkusativ (مفعول مستقیم)

به طور تاریخی یا ادبی، اعدام کردن فردی با فرو کردن میخ یا چوب نوک‌تیز در بدن او.

  • In der Antike wurden Verräter oft auf grausame Weise gestakt.در دوران باستان، خائنان اغلب به طرز وحشیانه‌ای به میخ کشیده می‌شدند.
  • Die Legende erzählt von einem Tyrannen, der seine Feinde auf Pfählen stakte.این افسانه از یک ستمگر حکایت می‌کند که دشمنانش را بر روی چوب‌هایی به میخ می‌کشید.
2 Akkusativ (مفعول مستقیم)

به طور استعاری، قرار دادن کسی یا چیزی در موقعیتی بسیار ناخوشایند، دردناک یا غیرقابل تحمل.

  • Er fühlte sich durch die ständigen Vorwürfe seiner Kollegen förmlich gestakt.او با سرزنش‌های مداوم همکارانش احساس می‌کرد که عملاً در موقعیت دردناکی قرار گرفته است.
  • Die bürokratischen Hürden stakten das Projekt und verzögerten dessen Umsetzung erheblich.موانع بوروکراتیک پروژه را با مشکل مواجه کرد و اجرای آن را به طور قابل توجهی به تأخیر انداخت.