stakten
فرو کردند، فرو رفتند (آنها، گذشته)
Bedeutungen
1
Akkusativ (مفعول مستقیم)
به طور تاریخی یا ادبی، اعدام کردن فردی با فرو کردن میخ یا چوب نوکتیز در بدن او.
- In der Antike wurden Verräter oft auf grausame Weise gestakt.در دوران باستان، خائنان اغلب به طرز وحشیانهای به میخ کشیده میشدند.
- Die Legende erzählt von einem Tyrannen, der seine Feinde auf Pfählen stakte.این افسانه از یک ستمگر حکایت میکند که دشمنانش را بر روی چوبهایی به میخ میکشید.
2
Akkusativ (مفعول مستقیم)
به طور استعاری، قرار دادن کسی یا چیزی در موقعیتی بسیار ناخوشایند، دردناک یا غیرقابل تحمل.
- Er fühlte sich durch die ständigen Vorwürfe seiner Kollegen förmlich gestakt.او با سرزنشهای مداوم همکارانش احساس میکرد که عملاً در موقعیت دردناکی قرار گرفته است.
- Die bürokratischen Hürden stakten das Projekt und verzögerten dessen Umsetzung erheblich.موانع بوروکراتیک پروژه را با مشکل مواجه کرد و اجرای آن را به طور قابل توجهی به تأخیر انداخت.