einstallen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌʃtalən/
Wortzerlegung: ein·stal·len
فعل

به طویله آوردن دام، در آغل یا استبل جای دادن

Beispiele

  • In der warmen Jahreszeit sind Kühe auf der Weide. Für den Rest des Jahres werden sie ''eingestallt.در فصل گرم سال گاوها در چراگاه هستند. برای بقیه سال آن‌ها به طویله برده می‌شوند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

حیوانات را در طویله یا آغل قرار دادن و نگهداری کردن

  • Die Bauern mussten die Kühe für den Winter einstallen.کشاورزان مجبور بودند گاوها را برای زمستان در طویله قرار دهند.
  • Nach dem Weidegang werden die Pferde wieder eingestallt.پس از چرای در مرتع، اسب‌ها دوباره در آغل نگهداری می‌شوند.