stammen

Aussprache: /ˈʃtamən/
Wortzerlegung: stam·men
فعل

سرچشمه گرفتن، تعلق داشتن، اهل جایی بودن

Beispiele

  • Ich ''stamme'' aus Italien.من اهل ایتالیا هستم.
  • Flugpionier Erich Henneberger, dessen Vorfahren aus Randersacker ''stammten'', nahm ein tragisches Ende in der früheren Kolonie Deutsch-Ostafrika. Er starb beim Absturz des Flugzeuges am 15. November 1914, […].پیشگام هوانوردی اریش هننبرگر، که نیاکانش اهل راندرساکر بودند، در کلونی سابق شرق آفریقای آلمان به سرنوشتی تراژیک دچار شد. او در ۱۵ نوامبر ۱۹۱۴ هنگام سقوط هواپیما درگذشت، [...]

Bedeutungen

1 aus + Dativ

از جایی یا کسی نشأت گرفتن، اهل جایی بودن (برای افراد و اشیاء)

  • Ich stamme aus dem Iran.من اهل ایران هستم.
  • Dieses Buch stammt aus dem 19. Jahrhundert.این کتاب مربوط به قرن نوزدهم است.
2 aus + Dativ

تاریخ یا دوره زمانی چیزی را نشان دادن

  • Die Ruinen stammen aus der Römerzeit.این خرابه‌ها مربوط به دوران روم باستان هستند.
  • Das Gemälde stammt aus dem Barock.این نقاشی متعلق به دوره باروک است.
3 von + Dativ

منشأ یا منبع چیزی بودن، از چیزی سرچشمه گرفتن

  • Diese Idee stammt von meinem Kollegen.این ایده از همکارم نشأت گرفته است.
  • Die Information stammt von einer zuverlässigen Quelle.این اطلاعات از یک منبع موثق سرچشمه می‌گیرد.