فعل
کوفتن، پای کوبیدن، پوره کردن، له کردن
معانی و تعاریف stampfen:
- پا کوبیدن، با پا ضربه زدن (اغلب از روی عصبانیت یا برای جلب توجه)
- کوبیدن، له کردن، خرد کردن (مثلاً غذا یا مواد)
- با صدای بلند و سنگین حرکت کردن، قدمهای محکم برداشتن
جملات نمونه برای stampfen:
Er ''stampfte'' mit den Füßen auf den Boden.
او با پاهایش روی زمین کوبید.
Sie ''stampfte'' Kartoffeln.
او سیبزمینیها را پوره کرد.
Das Blech wird in eine Form ''gestampft.''
ورق فلزی در یک قالب پرس (کوبیده) میشود.