standardmäßig
به صورت استاندارد، پیشفرض، طبق معمول
Bedeutungen
1
طبق استاندارد یا رویه معمول؛ به طور پیشفرض.
- Das Gerät wird standardmäßig mit einem Netzteil geliefert.این دستگاه به طور پیشفرض با یک آداپتور برق عرضه میشود.
- Die Software ist standardmäßig auf Deutsch installiert.نرمافزار به صورت استاندارد به زبان آلمانی نصب شده است.
- Er kam wie standardmäßig zu spät zur Besprechung.او طبق معمول دیر به جلسه آمد.