standardmäßig

Aussprache: /ˈʃtantartˌmɛːsɪç/
Worttrennung: stan·dard·mä·ßig
صفت

به صورت استاندارد، پیش‌فرض، طبق معمول

Bedeutungen

1

طبق استاندارد یا رویه معمول؛ به طور پیش‌فرض.

  • Das Gerät wird standardmäßig mit einem Netzteil geliefert.این دستگاه به طور پیش‌فرض با یک آداپتور برق عرضه می‌شود.
  • Die Software ist standardmäßig auf Deutsch installiert.نرم‌افزار به صورت استاندارد به زبان آلمانی نصب شده است.
  • Er kam wie standardmäßig zu spät zur Besprechung.او طبق معمول دیر به جلسه آمد.