anstinken

Aussprache: /ˈanˌʃtɪŋkn̩/
Wortzerlegung: an·stin·ken
فعل

بوی بد دادن؛ (به طور مجازی) آزار دادن، اذیت کردن، عصبانی کردن

Beispiele

  • Das gehört aber zum Schema des Kabarettisten, der morgen in der Moritzbastei auftritt – Egersdörfer erzählt, was ihn ''anstinkt,'' und das Publikum hat seinen Spaß.اما این بخشی از طرح کمدینی است که فردا در موریتسباستی اجرا می‌کند - اگرسدورفر می‌گوید چه چیزی او را آزار می‌دهد و مخاطب سرگرم می‌شود.
  • Der Autor will den Katholizismus nicht abschaffen, aber dagegen ''anstinken.نویسنده نمی‌خواهد کاتولیسیسم را لغو کند، اما می‌خواهد علیه آن بایستد.

Bedeutungen

1 gegen + Akkusativ

در رقابت یا مقایسه، به پای کسی/چیزی نرسیدن، کم آوردن، ضعیف‌تر بودن

  • Gegen ihn stinkt jeder andere Kandidat an.در مقابل او، هر نامزد دیگری کم می‌آورد.
  • Ihr neues Projekt stinkt gegen das alte Projekt der Konkurrenz an.پروژه جدید آن‌ها در مقایسه با پروژه قدیمی رقیب، حرفی برای گفتن ندارد.
2 jemanden anstinken

کسی را آزار دادن، برای کسی ناخوشایند بودن، حال کسی را به هم زدن (عامیانه)

  • Seine arrogante Art stinkt mich total an.رفتار متکبرانه‌اش کاملاً حالم را به هم می‌زند.
  • Die ganze Situation stinkt mich an, ich will hier weg.کل این وضعیت آزارم می‌دهد، می‌خواهم از اینجا بروم.
3 jemanden anstinken

بوی بد دادن به سمت کسی/چیزی (معنای تحت‌اللفظی، کمتر رایج و عامیانه)

  • Der Müll stinkt die ganze Nachbarschaft an.زباله‌ها بوی بدشان را به کل محله می‌دهند.
  • Sein Atem stank mich an, als er sprach.وقتی صحبت می‌کرد، نفسش بوی بدی به من می‌داد.