hochstapeln
تلنبار کردن، روی هم چیدن؛ لاف زدن، گزافهگویی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas hochstapeln)
روی هم چیدن، انباشتن (اشیاء به صورت عمودی).
- Wir müssen die Kisten bis zur Decke hochstapeln.ما باید جعبهها را تا سقف روی هم بچینیم.
- Der Lagerarbeiter stapelte die Pakete hoch.کارگر انبار بستهها را روی هم تلنبار کرد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
بلوف زدن، لاف زدن، اغراق کردن (در مورد تواناییها، دستاوردها یا حقایق).
- Er neigt dazu, immer hochzustapeln, wenn er von seinen Erfolgen erzählt.او تمایل دارد وقتی از موفقیتهایش میگوید، همیشه لاف بزند.
- Hör auf, so hochzustapeln, wir wissen, dass das nicht stimmt.اینقدر گزافهگویی نکن، ما میدانیم که این درست نیست.