hochstapeln

Aussprache: /ˈhoːxˌʃtaːpl̩n/
Worttrennung: hoch·sta·peln
فعل

تلنبار کردن، روی هم چیدن؛ لاف زدن، گزافه‌گویی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas hochstapeln)

روی هم چیدن، انباشتن (اشیاء به صورت عمودی).

  • Wir müssen die Kisten bis zur Decke hochstapeln.ما باید جعبه‌ها را تا سقف روی هم بچینیم.
  • Der Lagerarbeiter stapelte die Pakete hoch.کارگر انبار بسته‌ها را روی هم تلنبار کرد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

بلوف زدن، لاف زدن، اغراق کردن (در مورد توانایی‌ها، دستاوردها یا حقایق).

  • Er neigt dazu, immer hochzustapeln, wenn er von seinen Erfolgen erzählt.او تمایل دارد وقتی از موفقیت‌هایش می‌گوید، همیشه لاف بزند.
  • Hör auf, so hochzustapeln, wir wissen, dass das nicht stimmt.اینقدر گزافه‌گویی نکن، ما می‌دانیم که این درست نیست.